خرید بک لینک

خورشید را گذاشته می خواهد

با اتکا به ساعت شماطه دار خویش

بیچاره خلق را متقاعد کند که شب از نیمه نیز بر نگذشته است...

برچسب: نویسنده: یوسف زارعی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 15:24

هجرانی غم اینجا نه که آنجاست دل امّا در سرمای این سیاهخانه میتپد. در این غُربتِ ناشادیأسیست اشتیاقکه در فراسوهای طاقت میگذرد. بادامِ بیمغزی میشکنیم یادِ دیاران راو تلخای دوزخدر هر رگِمان میگذرد. دیِ ۱۳۵۷لندن ا.بامداد پ.ن: هجرانی از دفتر شعر" ترانه های کوچک غربت" از این هجرانی ها در شاملو زیاد است بیشتر مربوط به زمانی که شاعر به قول خودش تنهایی و غربت را دور از وطن با رگ و پی اش احساس کرده و "کند همچون دشنه ای زنگار بسته فرصت از بریدگی های خونبار عصب اش می گذشته" اما در اشتیاقی که

برچسب: نویسنده: یوسف زارعی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 17:13

غم اینجا نه

که انجاست...

"در این غُربتِ ناشاد
یأسیست اشتیاق
که در فراسوهای طاقت میگذرد."

...

از" ترانه های کوچک غربت"

برچسب: نویسنده: یوسف زارعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 13:54

حیف از کلمات مطهر "من "و "تو"

... در یک کانال با این اسم کذائی عدهای حشره ی مسخره چندش ، که نهایت موجودیتشان یک نیو خرده بورژوا (حیف از این ترکیب) آلت دست ابله تراز خودشان شده و بلاهت ترویج میکنند.

نئو خرده بورژوا های احمق.

+از کشفیات بامداد.

برچسب: نویسنده: یوسف زارعی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:48

صفحه بندی